افسون عشق



باز هم دنباله دارد

با تو بودن بی تو بودن

باز هم دنباله دارد

شعر بودن را سرودن

تا به کی باید بمانم

شعر حسرت را بخوانم

تا به کی از تو بخوانم

بی تو و تنها بمانم

تا به کی عشق تو را با جان و دل از خود بدانم

ای همه بود و نبودم

ای همه تار و پودم

تا به کی باید به این قلب بلورین دل بدوزم

پس بگو آن حس ویرانی کجاست؟

پس بگو آن عشق مستانی کجاست؟

من چرا باید بمانم

از تو من اما نخوانم

پس بیا تا در نگاهت

عشق را از نو نشانم.
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد