وقتی بارون به شیشه میزنه

وقتی بارون به شیشه میزنه

اون صدای دل من که میشکنه

دیگه نمی بینم که مست و حیرونم شی

از نشنیدن صدام بی طاقت و بی درمون شی

دیگه از شنیدن قصه هام مجنون نمیشی

دلتنگم نمیشی ، پشت پنجره منتظرم نمیشی

می فهمی دردمو ولی درمونم نمیشی

چی بگم ، با کی بگم ، از کی و کجا بگم

وقتی تو رو می بینم و می دونم که یارم نمیشی

با هر نگات آتیش به جونم می زنی

مثه افسانه ای ولی افسونم نمیشی

مثه افسانه ای ولی افسونم نمیشی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد