شنیدم که بهشت آن کسی تواند یافت که آرزو برساند بر آرزومندی.<خواجه عبد الله انصاری>
اگر فهمیدی که آنچه در دست توست از اوست حق نعمت به جا آورده شده است.<استاد محسن بینا>
گرفتار محبت را نشانهاست که خود خاموش و حرفش بر زبانهاست.[شاملو]
حرف مثل نقره و سکوت مثل طلاست.{موریس مترلینگ}
اگر هنوز زندگی میکنی برای این است که هنوز بدانی که باید نرسیده ای.{پائلوکولیئو}
ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را
انسان! خودت به یاری خودت برخیز!.<بتهوون>
انسان همان چیزی است که باور دارد.<آنتوآن چخوف>
انسان به درستی همان می شود که اغلب به آن فکر می کند.<ارل نایتینگل>
حقیقتی بالاتر ازاین سراغ ندارم که انسان می تواند با تلاش زندگی خود را متعالی سازد.<تورئو>
ماچوناییم و نوا در ما زتوست ما چوکوهیم و صدا در ما زتوست
هیچ عوض نمی شود!شما دیدتان را عوض کنید،رمز کار این است.<کارلوس کاستاندا>
من می اندیشم پس هستم.<رنه دکارت>
هرچه غرور بیشتر ،غفلت بیشتر.<هاندل>
محبت خرجی ندارد در حالی که همه چیز را خریداری می کند.{شامفور}
باپول می توان جسم و حتی کمی احترام دیگران را خرید،ولی عشق را نمی توان.<لئوبوسکالیا>
مرده بدم زنده شدم،گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
غم خودش ما را پیدا می کند ،باید دنبال شادی گشت.<نیچه>
مقصرترین مردم کسانی هستند که روح مایوس دارند.<ناپلئون>
سلام دوستان عزیز
امیدوارم سالی که گذشت سال خوبی بوده باشه و سالی که در پیش روتون هست سال قشنگی باشه.
این اولین باره که من دارم تو وبلاگم حرفهای خودم و می نویسم پس اگه جمله بندیه خوبی نداره
خودتون ببخشید.
سال ۸۶ برای من سال بدی نبود:
اولش با یه سفر به شمال شروع شد که خیلی خوب بود بعد برادرم ازدواج کرد .
پا گذاشتیم توی دومین سال رفاقتمون بالاخره دانشگاه شروع شد که با موفقیت تموم شد .
حالا هم که به آخر رسیده دارم عمو میشم برای اولین بار حس جالبی دارم.
برای سلامتی برادرزادم دعا کنید.
امیدوارم سال ۸۷ از بقیه سالهای زندگیتون بهتر شود ولی بهترین سال زندگیتون نباشه
چون هنوز جونی و کلی از این سالها میاد و میره .
سال جدید مبارک.
وقتی خدای آسمون بنده هاشو می آفرید
رو پیشونی هر کسی قصه سرنوشتی چید
با قلم خوشبختیها
با جوهر طلایی رنگ
رو پیشونیها می نوشت قصه خوب سرنوشت
وقتی که نوبتم رسید
مرغک بخت من پرید
قلم نوک طلا شکست
جوهر فقط سیاهی زد
وقتی خدا اینجوری دید
از مرغ غم یه پر کشید
با قلم بدبختیها
با جوهر سیاهیها
رو پیشونی من نوشت :
قصه تلخ سرنوشت . . .
سلام بچه ها چندتا عکس توپ دارم
اگه می خوای بگیری برو تو ادامه مطلب
راستی نظر یادت نره
ادامه مطلب ...
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گر در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگی