-
نامه عاشق به یوزارسیف
شنبه 26 بهمنماه سال 1387 08:38
سلام جناب یوزارسیف . ببخشید که در این اوضاع و احوال خشکسالی و پرکاری شما مصدع اوقات شدم . غرض از مزاحمت می خواستم به عرض برسانم ، شما چگونه دلتان می اید دل این زن پیر و مظلوم ، زلیخا خانم را بشکنید و او را در سنین کهنسالی آواره کوه و بیابان کنید . شما می توانید حالا که جناب بوتیفار به دیار باقی شتافته اند ، او را صیغه...
-
یه ایده جدید
یکشنبه 13 بهمنماه سال 1387 13:27
می خوام یه وبلاگ طراحی کنم برا دوست یابی مخصوص آقایان به این شکل که هر کسی که مایله یه عکس با مشخصات خودش و با یه شماره همراه میده بعد بازدیدکنندگانی که وارد میشن در صورت تمایل با آن شخص تماس می گیرند. چند وقته ذهنم و مشغول کرده نظر بدین که شروع کنم یا نه؟ دوست داره شما عاشق
-
دهه فجر
یکشنبه 13 بهمنماه سال 1387 11:57
سلام عرض می کنم به تمام دوستان و وبلاگ نویسان محترم. اول از همه تبریک می گم فرارسیدن ۳۰ سالگرد انقلاب و به همه شما و بعد می خوام از خواص بودن این دوره براتون بگم. من خودم یکی از مخالفای این رژیم بودم ولی با اتفاقاتی که در این چند ماههء اخیر پیش اومده واقعا از هرچی آمریکایی و انگلیسی و هر کسه دیگه ای که دم از حقوق بشر...
-
کربلا
پنجشنبه 12 دیماه سال 1387 14:22
کربلا نرفتم یعنی لیاقتی نداشته چشمام کربلا به والله زنگ درت یا زینبه می دونم الان روز 3 محرم امیدوارم عزاداری در شاءن آقا اباعبدالله انجام داده باشین. دوست دارم چنتا دعا کنم آمین بگین: اللهم عجل لولیک الفرج. خدایا محبت اهل بیت و از ما نگیر. خدایا اشک اهل بیت و از ما نگیر. خدایا اگه مرگ ما در امسال در مجالس اهل بیت ما...
-
ماه خونین
سهشنبه 3 دیماه سال 1387 09:31
با سلام پیشاپیش فرا رسیدن ایام سوگواری آفا ابا عبدالله و ۷۲تن از یاران باوفایشان را خدمت تمام وبلاگ نویسان و در کل تمام مسلمین و مردم جهان تسلیت عرض می کنم. امیدوارم که در این ماه بتوانیم عذاداری در شاءن آن حضرت انجام دهیم. بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهء آب فراتم ای عجل مهلت بده...
-
تقدیم به امام زمان (عج)
دوشنبه 11 آذرماه سال 1387 10:40
سلام این شعر یکی از آخرین شعرهایی که گفتم واین شعرو من وهمسرم تقدیم کردیم به امام زمان (عج) نقطه امید ای که تنهایی من با تو به پایان می رسد می روم تا که به آن نرگس زیبا برسم ای که در قعر دلم خانه زیبا داری می روم تا که به آن خانه زیبا برسم در این خانه نوشت است که عشق راز من است همدم من شب آرام من است ای که در خلوت من...
-
۳ قانون تلخ اما واقعی
شنبه 21 اردیبهشتماه سال 1387 15:09
۱ ) هرگز نذار کسی بفهمه دوستش داری ۲ ) هرگز نذار کسی بفمه بهش نیاز داری ۳ ) هرگز نذاز کسی شکستنتو ببینه اینا چیزای ساده ای اند که همیشه سعی کردم ثابت کنم اشتباهن اما حالا می دونم کاملا درستن و این وحشتناکه وحشتناکه که آدم ها فقط تا زمانی دوستت دارن که دوستشون نداری فقط تا زمانی کنارتن که بهشون نیاز نداری فقط تازمانی...
-
انواع مخ زنی در دوره های مختلف ..
پنجشنبه 19 اردیبهشتماه سال 1387 19:04
در عصر حجر در این عصر چون هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزنی.پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول یه زن رو به دست میوردی.از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 اردیبهشتماه سال 1387 11:05
گوی شب را پگاه نیست هر سو سکوت هست سکوتی هراسناک ای کاش تا شیشه دریچه این خانه بشکند سنگی ز دست کودک کوچه رها شود
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 13 اردیبهشتماه سال 1387 17:07
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نمی اندیشم که همین دوست داشتن زیباست
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1387 12:17
ای تو آغاز تو انجام.تو بالا.توفرود ای سراینده ی هستی.سرهرسطروسرود بازگردان.به سخن دیگربار آن شکوه ازلی.شادی و زیبایی را داد و دانایی را تو سخن را بده آن شوکت دیرین. آمین نیز دوشیزگی روز نخستین. آمین
-
همیشه عاشق تنهاست
یکشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1387 15:33
و عشق صداى فاصله هاست صداى فاصله هایى که غرق ابهامند - نه صداى فاصله هایى که مثل نقره تمیزند و با یک هیچ مى شوند کدر همیشه عاشق تنهاست.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 فروردینماه سال 1387 13:43
دانلود این و دانلود نکنی خفن از کفت پریده
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 فروردینماه سال 1387 14:53
اینم یه تیکه از تکست جدید هیچکس به نام ( یه مشت سرباز ) بالاست پرچم بی بروبرگرد رفیق نگران نباش بیخود تو اصلا می ریم بالا بالا بالاتر ۰۲۱که بالاست تا ابد یه مشت سرباز باحال باهامن که هرکدوم واسه خودشون داستانا دارن
-
چشم چشم دو ابرو
جمعه 23 فروردینماه سال 1387 22:43
چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نیستی پیشم نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دو تا گوش دو دست باز یه آغوش بیا بگیر قلبم و من و بگیر در آغوش چوب چوب یه گردن جایی نری تو بی من دق می کنم میمیرم اگه دور بشی ازمن دست دست دو تا پا یاد تو مونده اینجا یادت میاد که گفتی بی تو نمیرم هیجا من من یه عاشق همون مجنون سابق
-
نامه یک دختر کوچولو به دکتر احمدی نژاد
چهارشنبه 21 فروردینماه سال 1387 19:00
سلام من خوبم.امروز امتحان دینیام را خوب دادم.مادرم میگوید دینی در دبیرستان 4 واحد دارد.من نمیدانم چیست، ولی احتمالا مثل اتوبوس واحدی است که هر روز سوار میشویم.البته مادر من به شغل انبیا مشغول است.او معلم است و بابایم در اداره کار میکند.هر وقت به بابایم میگویم اداره کجاست میگوید:قبرستون! به دوستم که میگویم،...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 فروردینماه سال 1387 18:58
برخیزید و دامن همت به کمر ببندید و غوغای زندگی را برپا دارید با پندار درخشان و گفتار ستوده و کردار نیک صحن حیات خود را درنوردید هم خود از زندگی کامیاب شوید و هم به دیگران بهره رسانید
-
یه روز خوب
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1387 15:30
سلام امروز ۸۷.۱.۶ بالاخره بعد از چند روز دوندگی از مسافرت افتادن بعد از کلی نگرانی و حتی عصاب خوردی ساعت ۱۵:۰۴ برادرم از بیمارستان زنگ زدو عمو شدنم و تبریک گفت. خیلی خوشحالم هنوز ندیدمش نمی دونم تو اولین برخورد چیکار باید بکنم دوستم میگه دستهاش و ببوس صورتش حساس بالاخره بچه است دیگه تازه اونم دختر همونی که خیلی آرزوش...
-
سخنانی گرانقدر از بزرگان و دانشمندان ایران و جهان:
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1387 15:20
شنیدم که بهشت آن کسی تواند یافت که آرزو برساند بر آرزومندی .<خواجه عبد الله انصاری> اگر فهمیدی که آنچه در دست توست از اوست حق نعمت به جا آورده شده است .<استاد محسن بینا> گرفتار محبت را نشانهاست که خود خاموش و حرفش بر زبانهاست .[شاملو] ذهن خالق واقعیت است و برای تغییر واقعیت ذهن را تغییر داد .[افلاطون] تخیل...
-
سال جدید مبارک
سهشنبه 28 اسفندماه سال 1386 23:37
سلام دوستان عزیز امیدوارم سالی که گذشت سال خوبی بوده باشه و سالی که در پیش روتون هست سال قشنگی باشه. این اولین باره که من دارم تو وبلاگم حرفهای خودم و می نویسم پس اگه جمله بندیه خوبی نداره خودتون ببخشید. سال ۸۶ برای من سال بدی نبود: اولش با یه سفر به شمال شروع شد که خیلی خوب بود بعد برادرم ازدواج کرد . پا گذاشتیم توی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 اسفندماه سال 1386 03:29
وقتی خدای آسمون بنده هاشو می آفرید رو پیشونی هر کسی قصه سرنوشتی چید با قلم خوشبختیها با جوهر طلایی رنگ رو پیشونیها می نوشت قصه خوب سرنوشت وقتی که نوبتم رسید مرغک بخت من پرید قلم نوک طلا شکست جوهر فقط سیاهی زد وقتی خدا اینجوری دید از مرغ غم یه پر کشید با قلم بدبختیها با جوهر سیاهیها رو پیشونی من نوشت : قصه تلخ سرنوشت ....
-
بدون شرح
چهارشنبه 15 اسفندماه سال 1386 20:44
سلام بچه ها چندتا عکس توپ دارم اگه می خوای بگیری برو تو ادامه مطلب راستی نظر یادت نره نگاهی پر از حسرت خطای دید به طریقه نوشتن حیات دقت کنید فشار زیاد نمایشگاه مجسمه های شنی خب دوست عزیز حالا نوبت توست که با نظرت خوشحالم کنی
-
یادمان باشد
چهارشنبه 15 اسفندماه سال 1386 02:04
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گر در خویش شکستیم صدایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
-
عشق یعنی
سهشنبه 14 اسفندماه سال 1386 15:11
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن عشق یعنی گم شدن...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 10 اسفندماه سال 1386 22:28
بگشای در ! بگشای در ! گریان و نالان آمدم زان سرکشی ها در گذر ! اینک پشیمان آمدم بگشای در ! ور نه چنان کوبم جبین بر آسمان کاگه شود یکسر جهان کازرده از جان آمدم من مرد دعوی نیستم دانی تو خود تا کیستم گر بی تو یکدم زیستم با رنج حرمان آمدم چون ز آرزویت سوختم کینت به دل اندوختم بس شعله ها افروختم جان سوخته زان آمدم بگشای...
-
چقدر سخته
جمعه 10 اسفندماه سال 1386 00:50
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی روقلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوستش داری. چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده. چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی به...
-
آخر دنیا همین جاست
چهارشنبه 8 اسفندماه سال 1386 13:31
آخر دنیا همین جاست روزی که حسرت ساده دلی هایت را بخوری ، روزی که ندانی با دل خسته ات چه کنی ، روزی که ندانی با اشک هایت با گونه ها ی تر شده ات با قلب هزار تکه شده ات چه کنی آخر دنیاست روزی که هنوز امید داشته باشی به آمدنش با اینکه بدانی حتی در خاطرات دورش هم یادی از تو نیست ، روزی که به خودت دروغ بگویی ، روزی که سر...
-
وقتی بارون به شیشه میزنه
سهشنبه 7 اسفندماه سال 1386 00:48
وقتی بارون به شیشه میزنه اون صدای دل من که میشکنه دیگه نمی بینم که مست و حیرونم شی از نشنیدن صدام بی طاقت و بی درمون شی دیگه از شنیدن قصه هام مجنون نمیشی دلتنگم نمیشی ، پشت پنجره منتظرم نمیشی می فهمی دردمو ولی درمونم نمیشی چی بگم ، با کی بگم ، از کی و کجا بگم وقتی تو رو می بینم و می دونم که یارم نمیشی با هر نگات آتیش...
-
عاشقانه
یکشنبه 5 اسفندماه سال 1386 22:52
آهای تو! تو که چشمای قشنگت خونه ی صدتا ستارست! تو که لبخند طلاییت واسه من عمری دوبارست!بیا و مثله گذشته جزبه من به همه شک کن! من بدون تو می میرم بیا و بهم کمک کن! روی از من پرسیدند: برای چه زنده ای؟گفتم برای هیچ.روزی از تو پرسیدند : برای چه زنده ای ؟گفتی برای کسی که برای هیچ زندست.بدون تو...... من آواره ای هستم بی...
-
منو ببخش
یکشنبه 5 اسفندماه سال 1386 14:12
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید...