-
افسون عشق
شنبه 4 اسفندماه سال 1386 23:27
باز هم دنباله دارد با تو بودن بی تو بودن باز هم دنباله دارد شعر بودن را سرودن تا به کی باید بمانم شعر حسرت را بخوانم تا به کی از تو بخوانم بی تو و تنها بمانم تا به کی عشق تو را با جان و دل از خود بدانم ای همه بود و نبودم ای همه تار و پودم تا به کی باید به این قلب بلورین دل بدوزم پس بگو آن حس ویرانی کجاست؟ پس بگو آن...
-
برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد
شنبه 4 اسفندماه سال 1386 22:12
برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد. دیوانه هیچ نداشت وگریست. گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید. اما هیچ کس ندانست که قیمت عشق اشک است. کودک سرمشق انسان است .. خوشبخت کسی است که قادر است به علل چیزها پی ببرد.. بهترین چیز این است که خودت باشی شکوهمند ساده و صادق. تجربه نامی است که انسان برروی اشتباهات خود میگذراد. آن کس...
-
دوستت دارم
شنبه 4 اسفندماه سال 1386 22:10
دوستت دارم ، دوستت دارم به لطافت برگ گل به ظرافت و زیبایی گل رز ، نرگس ، مریم به لطافت شبنم صبحگاهی ، به استقامت کوه ، به پختگی پیر دهر دوستت دارم ، دوستت دارم به اندازه یک دنیا پر از محبت ، به تو عشق می ورزم کاش که این عشق را با محبت پاسخ دهی دوستت دارم ، دوستت دارم مرغ عشق زیبای من دوستت دارم ، دوستت دارم دوستم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 اسفندماه سال 1386 13:00
salam 2ste aziz montazere nazare ghashangetam
-
عشق افسانه است
جمعه 3 اسفندماه سال 1386 23:46
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را... دوستان عزیزی که وبلاگ منو می خونن لطف کنن نظراتشون رو درمورد...
-
مرگ پدرم
شنبه 27 بهمنماه سال 1386 23:51
پدرم پشت دو بار آمدن چلچلهها، پشت دو برف، پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی پدرم پشت زمانها مردهست. پدرم وقتی مرد، آسمان آبی بود مادرم بیخبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد. پدرم وقتی مرد پاسبانها همه شاعر بودند. مرد بقال از من پرسید: چند من خربزه میخواهی؟ من از او پرسیدم: دل خوش سیری چند؟ ..... پدرم وقتی مرد ، پاییز...
-
تمام انگشتهای دستم
شنبه 27 بهمنماه سال 1386 09:34
دنیا هم به آدمهای خوش بین نیاز دارد هم به آدمهای بد بین چون: افراد خوش بین هواپیما میسازند،افراد بدبین چتر نجات... ******** گفتم: دوستت دارم... نگاهی به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستم رو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود...!
-
پنجم اسفند ماه در فرهنگ ایران
پنجشنبه 25 بهمنماه سال 1386 15:09
سپندارمذ روز و هنگام ( جشن ملی اسفندگان ) یا ( سپندارمذگان ) است. سپندارمذ لقب زمین و به معنی گستراننده مقدس و فروتن است. زمینی که نماد عشق است و با فروتنی و از خود گذشتگی آغوش خود را برای همه گسترانیده و زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد. بدین روی نیاکانمان در این روز با دادن نامه شادباش (کارت تبریک) و هدیه به بانوان و...
-
دفتر عشـــق که بسته شـد
جمعه 19 بهمنماه سال 1386 16:49
دفتر عشـــق که بسته شـد دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوری تو کارتو...
-
با گندم و سیب کودتا کرد پدر
پنجشنبه 18 بهمنماه سال 1386 16:14
گندم و سیب با گندم و سیب کودتا کرد پدر دیدی چه قیامتی به پا کرد پدر؟ تو شاهد ماجرای عصیان بودی مادر تو بگو چرا خطا کرد پدر؟ عمریست برای من سوالی شده است در کفش خدا چگونه پا کرد پدر؟ آن روز که قابیل مرا خنجر زد بی تاب شد و خدا خدا کرد پدر امروز اسیر گندمم سیب کجاست با گندم و سیب کودتا کرد پدر
-
سهراب سپهری
پنجشنبه 18 بهمنماه سال 1386 16:10
رفتم از پله ی مذهب بالا، تا ته کوچه ی شک، تا هوای خنک استغنا، تا شب خیس محبت رفتم، من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق. سهراب سپهری (و پیامی در راه) روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد. در رگ ها نور خواهم ریخت. و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سی ب آوردم، سیب سرخ خورشید. خواهم آمد،گل یاسی به گدا خواهم داد. زن...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 بهمنماه سال 1386 11:47
سلام رفیق نظر یادت نره
-
مادری بر سفره ای خالی گریست
شنبه 6 بهمنماه سال 1386 00:55
پیر مردی چشم خود را دوست داشت بر بدن صدها چروک از سالیان بر پوست داشت حاصلش از زندگی چندین هزار ... پول در جیب و نشسته در اتاق انتظار تا که درمانش کنند چشمهایی برق زد گربه ای با چنگ و دندان دور دیزی را گرفت منشی از بیمار محزون زیر میزی را گرفت دکتری چاقوی خود را تیز کرد از قبول دیگران پرهیز کرد. مادری بر سفره ای خالی...
-
محرم
شنبه 6 بهمنماه سال 1386 00:52
باز باران باترانه می خورد بر بام خانه" یادم آید کربلا را دشت پر شور ونوا را گردش یک ظهر غمگین گرم و خونین لرزش طفلا ن نالان زیر تیغ و نیزه ها را باز باران با صدای گریه های کودکانه از فراز گونه های زرد وعطشان با گهرهای فراوان می چکد از چشم طفلان پریشان پشت نخلستان نشسته رود پر پیچ وخمی در حسرت لبهای ساقی چشم در چشمان...
-
آی آقا سفره خالی می خرید؟
جمعه 5 بهمنماه سال 1386 02:47
یاد دارم یک غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد دوره گردم دار قالی می خرم دست دوم جنس عالی می خرم کوزه و ظرف سفالی می خرم گر نداری شیشه خالی می خرم اشک در چشمان بابا حلقه بست ناگهان آهی زد و بغضش شکست اول سال است و نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ سوختم دیدم که بابا پیر بود بد تر از او خواهرم...
-
چه بهانه ای قشنگ تر از تو...
سهشنبه 18 دیماه سال 1386 19:48
سلام به بهترین دوست وبهانه ام برای زندگی. چه لحظه ها که توزندگی گمت کردم اما تو همیشه کنارم بودی, چه دقیقه ها که حضورت رو فراموش کردم اما تو فراموشم نکردی , چه ساعتهایی که غرق درشادی وغرور تو رو پشت همه موفقییت های من قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی , چه روزهایی که سرمو تو لاکم کردم وتوی غصه هایی...
-
جملات پندآمیز از بزرگان دنیا
یکشنبه 16 دیماه سال 1386 00:38
00027: در قلب خود بنویسید هر روز بهترین روز سال است. "امرسون" 00026: هیچ چیز بدتر از این نیست که مردمی هرگز در زندگیشان رنجی نبرده باشند. "ژوزف دومتر" 00025: هیچ کس بدبخت تر از کسی نیست که هرگز به بلا و مصیبتی گرفتار نشده باشد. "جرمی تیلور" 00024: شوخی نابگاه همیشه به غم و اندوه مبدل می شود. "سروانتس" 00023: نه طوطی...
-
دانستنیها
یکشنبه 16 دیماه سال 1386 00:34
۱: آیا می دانستی که کوروش کبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد. ۲: آیا می دانستی که تعداد انسان هایی که توسط خر می میرند از انسان هایی که در سانحه هوایی می میرند بیشتر است. ۳: آیا می دانستی که کشتی نوح به طول یک زمین فوتبال و به وزن سی و دو هزار تن بوده است. ۴: آیا می دانستی که دیوار...
-
اینم چندتا عکس زیبا از رپرهای ایران (برای اونایی که سفارش دادن)
جمعه 14 دیماه سال 1386 12:09
-
هرگز فراموش نکنید که شما چقدر مهم هستید
جمعه 14 دیماه سال 1386 11:24
یک ترانه می تواند لحظه را به آتش بکشد یک گل می تواند رویایی را زنده کند یک درخت می تواند سرآغاز یک جنگل باشد یک پرنده می تواند منادی بهار باشد یک لبخند می تواند آغازبخش یک دوستی باشد یک کف زدن روحیه ای را افزایش می دهد یک ستاره می تواند راهنمای یک کشتی در دریا باشد یک کلمه می تواند یک هدف را شکل بدهد یک رای می تواند...
-
از آن کوچه گذشتم
جمعه 14 دیماه سال 1386 11:17
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی باهم ازآن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه...
-
جنس من، عشق من و یار من اوست
جمعه 14 دیماه سال 1386 11:13
هیچ کس نیست در این دنیای کوچک من که مرا چرخاند سوی خدا که مرا یار شود در راهی که در آن می روم و می لغزم، می لغزم ... هیچ کس حس مرا درک نکرد هیچ کس اندکی از من نگرفت هیچ کس ذره ای از بار مرا بر دوشش جای نداد من همانم که خودم می دانم... جنس من، عشق من و یار من اوست همه هیچ کسانم همه اوست و من از جنس خدایم اگرم هیچ کسم...
-
اینم چندتا عکس زیبا
چهارشنبه 12 دیماه سال 1386 19:23
-
آرزویم این است
چهارشنبه 12 دیماه سال 1386 18:59
آرزویم این است. . . نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد وبه اندازه ی هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد آرزویم این است .
-
از نسل آفتاب
چهارشنبه 12 دیماه سال 1386 18:53
مینشینم روی گلبرگ گل یاس می دهم روحی به پرواز تا به پرواز آید این روحم ببیند عشق را دل را و خوبان جهان را تا بفهمد خوب چیست بد کیست آری او بفهمد که جهان در دست کیست آدمی دیدم که در نقش جهان عکس یک گل را کشد در زیر باران می کشد عکس عقابی در فراز آسمان می کشد عکس دوتا چشم چشم گر یان و پراز غم غم زمرگ عابری که می گذشت از...
-
تنهائی
چهارشنبه 12 دیماه سال 1386 00:11
آدمک آخر دنیاست بخن د آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند آن خدائی که بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند
-
زندگی اجباریست
سهشنبه 11 دیماه سال 1386 23:36
شاید آنروز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینطور نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست زندگی باید کرد چه بخواهی چه نخواهی پس به دنبال دلی باش که دلدار تو باشد
-
چه بودیم و چه شدیم
سهشنبه 11 دیماه سال 1386 23:31
در تصویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچ کس عصبانی نیست هیچ کس سوار بر اسب نیست هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینید هیچ وقت برده داری در ایران مرسوم نب وده در بین این صدها پیکار تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد این آداب اصیلمان است : نجابت ق درت احترام مهربانی خوش روئی و... کاش یادمان بماند چه بوده ایم و چه...